محمد الريشهري
159
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
به او گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! مىخواهم دينم را بر تو عرضه بدارم ، كه اگر پسنديده است ، تا هنگام ديدار خداوند عز و جل بر آن ، پايدارى بورزم . فرمود : « عرضه كن ، اى ابوالقاسم ! » . گفتم : من اعتقاد دارم كه خداوند متعال ، يكى است و چيزى مانند او وجود ندارد و از دو حدّ ابطال و تشبيه ، بيرون است . نه جسمى دارد و نه صورتى و نه عَرَضى و نه جوهرى ؛ بلكه اوست كه به اجسام ، جسميّت و به صورتها تصوير مىبخشد و اعراض و جواهر را مىآفريند و پروردگار و مالك و آفريننده و پديد آورندهء هر پديدهاى است . و اين كه محمّد ، بنده و فرستادهء او ، خاتم پيامبران است و تا روز رستاخيز ، پيامبرى پس از او نخواهد بود و آيين او ، آيين پايانى است كه تا روز قيامت ، آيينى پس از آن نخواهد بود . من معتقدم كه امام و جانشين و ولىّ امر پس از او ، امير مؤمنان ، على بن ابى طالب است و سپس حسن و آن گاه حسين و سپس على بن حسين و سپس محمّد بن على و سپس جعفر بن محمّد و سپس موسى بن جعفر و سپس على بن موسى و سپس محمّد بن على و سپس تويى ، اى سَرورم ! فرمود : « پس از من ، فرزندم حسن ، جانشين من خواهد بود ؛ ولى جانشينِ او در ميان مردم ، چگونه خواهد بود ؟ » . گفتم : چگونه خواهد بود ، سَرورم ؟ فرمود : « شخصِ او ديده نمىشود و روا نيست نامش برده شود تا خروج كند و زمين را همان گونه كه از ظلم و ستم آكنده بود ، از داد و عدل بياكند » . گفتم : بِدان اقرار مىكنم . من معترفم و معتقدم كه دوستدار آنها دوستدار خدا و دشمن آنها دشمن خداست . فرمانبرى از آنها فرمانبرى از خدا و سركشى از آنها ، سركشى از خداست . « 1 »
--> ( 1 ) . كمال الدين : ص 379 ح 1 ، التوحيد : ص 81 ح 37 ، صفات الشيعة : ص 127 ح 68 ، الأمالى ، صدوق : ص 419 ح 557 ، كفاية الأثر : ص 282 ، أعلام الورى : ج 2 ص 244 ( با عبارت مشابه ) ، كشف الغمّة : ج 3 ص 315 ، روضة الواعظين : ص 39 ، بحار الأنوار : ج 69 ص 1 ح 1 .